تحلیل فرید زکریا از هزینه‌هایی که ترامپ به دلیل جنگ با ایران بر آمریکا تحمیل کرد

آیا اروپا به ایران و چین نزدیک خواهد شد؟

اکووطن
اخیراً در شنژن، قلب ماشین صنعتی چین، با یکی از کارآفرینان افسانه‌ای آن کشور گفت‌وگو کردم. از او درباره جنگ ایران پرسیدم و پاسخ او مرا شگفت‌زده کرد. او مدعی شد: «از منظر ما، حمله ترامپ به ایران از تهدیدش (رئیس جمهوری آمریکا) درباره حمله به گرینلند با اهمیت تر است، وقتی ترامپ این کار را با قدیمی‌ترین متحدان آمریکا انجام داد، فهمیدم که اروپا از رویکرد آمریکا در قبال چین پیروی نخواهد کرد».
فرید زکریا با انتشار یادداشتی در واشنگتن پست نوشت: جنگ آمریکا علیه ایران نه تنها اروپا را دلسرد کرده بلکه زمینه را برای افزایش بی اعتمادی متحدان ایالات متحده به این کشور را هموار و همزمان شکاف های فراآتلانتیکی را عریان کرده است.
فرید زکریا، خبرنگار و تحلیلگر برجسته سیاست خارجی آمریکا با انتشار مقاله ای در واشنگتن پست که فارین پالسی آن را بازنشر کرده مدعی شد: اخیراً در شنژن، قلب ماشین صنعتی چین، با یکی از کارآفرینان افسانه‌ای آن کشور گفت‌وگو کردم. از او درباره جنگ ایران پرسیدم و پاسخ او مرا شگفت‌زده کرد. او مدعی شد: «از منظر ما، حمله ترامپ به ایران از تهدیدش (رئیس جمهوری آمریکا) درباره حمله به گرینلند با اهمیت تر است، وقتی ترامپ این کار را با قدیمی‌ترین متحدان آمریکا انجام داد، فهمیدم که اروپا از رویکرد آمریکا در قبال چین پیروی نخواهد کرد».
زکریا در ادامه یادداشت خود آورد: در ایالات متحده، توهین‌های دوره‌ای دونالد ترامپ به اروپا معمولاً به‌عنوان بدخلقی‌های عادی تلقی می‌شود؛ بخشی از نمایش واقعیت‌نمایی که اکنون کاخ سفید را شکل می‌دهد. اما در اروپا، انباشت این بی‌احترامی‌ها به نقطه عطفی رسیده است. در همین راستا دانیال پتریس اخیراً در نسخه بریتانیایی نشریه اسپکتاتور — مجله محافظه‌کار و معمولاً به‌شدت طرفدار آمریکا — نوشت: «جنگ در ایران… اروپا را مجبور کرده که جسارت پیدا کند. رهبران اروپایی دیگر علاقه‌ای ندارند برای جلب رضایت ترامپ، به زانو بیفتند و التماس کنند.»

فاصله اروپا از آمریکای ترامپ
اروپا از حرف به عمل رسیده است. برنامه «ReArm Europe/Readiness 2030» اتحادیه اروپا در نظر دارد در سال‌های آینده حدود ۸۰۰ میلیارد یورو (حدود ۹۳۵ میلیارد دلار) در حوزه دفاعی سرمایه‌گذاری کند. مدل قدیمی این بود که آمریکا امنیت اروپا را تأمین می‌کرد و اروپایی‌ها نیز سخاوتمندانه برای خرید تسلیحات آمریکایی هزینه می‌کردند. اکنون اما اروپایی‌ها می‌خواهند بخش بیشتری از پول خود را در داخل نگه دارند، شرکت‌ها و زنجیره‌های تأمین اروپایی را تقویت و به این ترتیب به استقلال راهبردی از واشنگتن دست یابند.
این منطق فراتر از حوزه دفاعی نیز در حال گسترش است. «ابتکار پرداخت‌های اروپایی» در حال ایجاد یک جایگزین سراسری برای یزا و مسترکارت است. نهادهای اروپایی همچنین به دنبال جایگزین‌هایی برای سوئیف، PayPal و دیگر پلتفرم‌های مالی تحت سلطه آمریکا هستند. فرانسه ذخایر طلای خود را از نیویورک به پاریس منتقل کرده و سیاستمدارانی در آلمان و ایتالیا درباره انجام اقدامی مشابه بحث کرده‌اند.
دولت‌های اروپایی همچنین به دنبال جایگزین‌هایی برای نرم‌افزارهای آمریکایی هستند، زیرا نگران‌اند که شرکت‌های آمریکایی روزی مجبور شوند خدمات حیاتی را قطع کنند. ممکن است همه این‌ها ژست سیاسی به نظر برسد، اما اروپا در مجموع دومین اقتصاد بزرگ جهان و دارای دومین ارز ذخیره پرکاربرد است. اقدامات این قاره اهمیت دارد.

چگونه ترامپ میان راست‌گراها بی‌اعتبار شد
شاید گویاترین تغییر در جناح راست اروپا رخ داده باشد. ضدآمریکایی‌گری زمانی دکترین چپ بود؛ روشنفکران پاریسی، رادیکال‌های دانشجویی و احزاب ضد جنگ از این تفکر حمایت می‌کردند. جناح راست به‌طور غریزی آتلانتیک‌گرا بود و راست پوپولیست اروپا زمانی ترامپ را قدیس حامی خود می‌دانست. اما گرینلند، ایران و نگاه تحقیرآمیز کلی ترامپ به اروپا باعث شده‌اند که او در سراسر طیف سیاسی اروپا به چهره‌ای سمی تبدیل شود.
روزنامه واشنگتن‌پست گزارش داده که پوپولیست‌هایی چون نایجل فارژ در بریتانیا و مری لوپن در فرانسه، جورجیا ملونی در ایتالیا و بسیاری در حزب آلترناتیو برای آلمان در حال فاصله گرفتن از ترامپ و سیاست‌های آمریکا هستند. حتی در مجارستان نیز سخنرانی‌های جی دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا در حمایت از ویکتور اوربان مورد اعتنا قرار نگرفت.
این روند فراتر از اروپا نیز گسترش یافته است. در کانادا، نخست‌وزیر وقت به صراحت برنامه کاهش وابستگی  به بازار آمریکا را مطرح کرده است. او تاکنون بیش از ۲۰ توافق اقتصادی و امنیتی — از جمله با چین — امضا کرده تا صادرات را فراتر از آمریکا گسترش دهد. کانادایی‌ها نیز به نوبه خود کالاهای آمریکایی کمتری می‌خرند و کمتر به آمریکا سفر می‌کنند.
اروپا و کانادا قرار نیست به‌طور کامل به چین تکیه کنند. آن‌ها اختلافات جدی با پکن بر سر اوکراین، یارانه‌ها، خودروهای برقی، مواد معدنی حیاتی و دسترسی به بازار دارند. اما در جایی که بتوانند، با چین رفتار ملایم‌تری خواهند داشت. آن‌ها در حال ایجاد موازنه هستند: هر زمان که مجبور باشند با واشنگتن هم‌صدا می‌شوند و هر زمان که مناسب باشد با پکن و در صورت امکان با دیگران. مقاله‌ای اخیر در نشریه فارن افرز این‌گونه استدلال می‌کند که برای پکن، واقعیت ژئوپلیتیکی جدید این است که شکاف عمیقی میان اروپا و آمریکا ایجاد شده؛ شکافی که این بازیگر آماده بهره‌برداری از آن است.

ضربه‌ای جدی به متحدان آسیایی ترامپ
در آسیا، متحدان آمریکا بیش از همه آسیب دیده‌اند. بیش از ۸۰ درصد نفت و گازی که از تنگه هرمز عبور می‌کرد به آسیا می‌رفت. اکنون بسیاری از کشورهای این قاره با بدترین بحران انرژی در نیم قرن گذشته — و شاید در تاریخ — دست‌وپنجه نرم می‌کنند.
در نتیجه، متحدانی مانند ژاپن و کره جنوبی مجبور شده‌اند برای تأمین سوخت کافی جهت روشن نگه داشتن چراغ‌هایشان، به رقبایی مانند روسیه و ایران روی بیاورند و برای تکمیل این وضعیت، ناچارند توهین‌های ترامپ را نیز تحمل کنند؛ او آن‌ها را محکوم کرده، زیرا — با وجود آن‌که هرگز با آن‌ها مشورتی نشده — با اشتیاق به جنگ ایران نپیوسته‌اند. بسیاری از این کشورها اکنون در حال مذاکره با پکن درباره امنیت انرژی و فناوری سبز هستند.
حال به نوشته زکریا یکی از پرسش‌های تکرارشونده درباره سیاست خارجی ترامپ این بوده که اثرات استراتژی‌اش تا چه اندازه ماندگار است؟ آیا آمریکا می‌تواند اعتبار از دست رفته‌اش را احیا کند؟ همان‌طور که می‌بینیم، کشورها تلاش دارند در سیاست‌های بلند خود تعییراتی جدی ایجاد کنند؛ تغییراتی که به‌زودی مسیر مستقل خود را پیدا خواهد کرد.
آن‌ها دریافته‌اند که امنیت و رفاه خود را به واشنگتن سپرده بودند، و این وابستگی اکنون علیه آن‌ها به‌کار گرفته شده است. بنابراین تصمیم گرفته‌اند بیمه‌ای برای خود فراهم کنند، تا در برابر آمریکای غیرقابل‌اعتماد از خود محافظت کنند. حال چه کسی می‌تواند آن‌ها را سرزنش کند؟
کد مطلب : 399
http://ecovatan.ir/vdcebo8xijh8o.9bj.html
نام شما
آدرس ايميل شما